معاونت محترم تیپ 27 محمد رسول الله
خاطرات شهید همت
آمد ، گفت :« باید برای نیروهایی که رفته اند خط مهمات بار بزنیم . نمی شناختمش اما رفتیم دنبالش. رفت زاغه ی مهمات . جعبه ها را بار کامیون کردیم . عرق همه در آمده بود ، عرق او هم . بچه ها کلافه شده بودند و خسته ؛ غرغر می کردند و لجبازی . اما او فقط بچه ها را آرام میکرد و کار. تمام که شد خسته نباشیدی گفت و تشکر.بعد هم با تریلی های مهمات رفت خط. مجری گفت: هم اکنون توجه شمارا به فرمایشات معاونت محترم تیپ 27 محمد رسول الله برادر گرامی حاج محمد ابراهیم همت جلب می کنیم . وقتی آمد پش تریبون پیشانی هایمان عرق کرد . او همان بود که به او بد وبیراه گفته بودیم .
خدمت از ما –بهزاد دانشگر – صفحه 15