شهید محمد ابراهیم همت
هدیه حضرت زهرا(س)
تولد از زبان مادر
اوایل پاییز 1333 ه.ش تصمیم گرفتیم به کربلا و زیارت امام حسین برویم . آنروز ها مسافرت رفتن به راحتی الان نبود . به خاطر وضع نامناسب جاده ها ایشان می گویند : « من باردار بودم وچند ماه تا تولد فرزندم مانده بود . وقتی به کربلا رسیدیم حالم به هم خورد و دیگر هیچ چیز نفهمیدم تا اینکه موقعی که چشم باز کردم دکتر عراقی را بالای سرم دیدم . که می گفت: امید زنده ماندن بچه نیست و بچه از دنیا رفته است . به همسرم گفتم : من این همه راه را برای زیارت آقا آمده ام . مرا به حرم ببرید و دیگر زنده ماندن خودم یا مردن بچه ام برایم اهمیت ندارد . به حرم رفتم و با آقا درد و دل کردم و اشک می ریختم . در همین لحظه خوابم برد . در عالم خواب بانویی را دیدم که پسری در دست داشت و به من نزدیک شد و آن را در دستانم گذاشت و به من فهماند که نام او رابراهیم بگذارم . من خوشحال شدم و از خواب پریدم . فردای آن روز به پزشک مراجعه کردم . ایشان پس از انجام معاینات گفت: بچه سالم و زنده است و این یک معجزه می باشد . از همان ابتدا خداوند نام او را جزء زائران حرم ثبت کرده بود چرا که پیش از به دنیا آمدن ، کربلا را زیارت کرده بود و همچنین در عالم خواب که بانو به خوابم آمده بود از من خواست که نام این بچه را ابراهیم بگذارم .
ستاره ای در زمین نویسنده محسن پرویز