سالی که به مکه مکرمه مشرف شدم در کاروانی بودم که قرار بود شهید بابایی نیز با آن اعزام شود ، ثبت نام کرده بودم. در ساعت مقرر در مسجد جمع شدیم تا به سوی فرودگاه مهر آباد حرکت کنیم .
شهید بابایی تا پای اتوبوس آمد و همسرش را بدرقه کرد و به اوگفت که با آخرین پرواز مشرف شود آن مدت سپری شد ، تا وقتی که حجاج آماده عزیمت به منی و عرفات می شدند.همسر شهید بابایی با ایران تماس گرفت و علت نیامدن ایشان را جویا شد . شهید بابایی گفته بود: « بودن من در جبهه ثوابش از حج بیشتر است .»
سرو های سرخ نوشته غلامعلی رجایی صفحه 83
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم دی ۱۳۸۹ ساعت 21:47 توسط سلمان
|