نیایش های دکتر چمران

-عشق را در وجود خودتان بپذیرید. دست عشق را بگیرید. عشقى كه مصیبت را به لذت تبدیل مى‏كند، مرگ را به بقاء و ترس را به شجاعت.

 - اگر خداى بزرگ از من سندى بطلبد، قلبم را ارائه خواهم داد و اگر محصول عمرم را بطلبد، اشك را تقدیم خواهم كرد.

-"خدایا هنگامى كه شیپور جنگ طنین‏ انداز مى‏شود، قلب من شكفته شده به هیجان در مى‏آید زیرا جنگ مرد را از نامرد مشخص مى‏كند، جنگ بهترین محك امتحان براى فدائیان از جان گذشته است، در جنگ همه شعارهاى میان تهى، همه ادعاهاى پوچ، همه خود نمایى‏ها و غرورها و خود خواهیها  فرو مى‏ریزد. در جنگ مرد حق ، فرصت دارد كه با حربه شهادت بر شیاطین كفر و ظلم بتازد، در جنگ حیات با شرف مبادله مى‏شود، در جنگ مرد خدا مى‏تواند با قربان كردن جان خود، ایمان خویش را به خدا و به هدف اثبات كند."

"من چیزى از تو نمى‏خواهم، من سرباز گمنامم، من درویشى سر و پا برهنه‏ام و هنگامى كه چشم از جهان فرو مى‏بندم، مى‏خواهم هیچ چیز نداشته باشم، مى‏خواهم تلاشم فقط به خاطر خدا باشد، مى‏خواهم از هر شائبه خود خواهى و خود بینى به دور باشم.

-مى‏خواهم بسوزم تا راه را روشن كنم، مى‏خواهم رسالت‏ بزرگ اسلامى تحقق بپذیرد و این تحقق بزرگ‏ ترین پاداشى است كه مرا خوشحال مى‏كند."

- من از شدت سرور مى‏سوزم، مى‏لرزم، شرم زده‏ام و نمى‏دانم ترا چگونه شكر كنم، مى‏خواهم همه چیز خود را بدهم، مى‏خواهم خود را قربانى كنم، با كمال اخلاص آنچه دارم تقدیم مى‏كنم. مالى ندارم، ملكى ندارم، درویشم، بى‏چیزم، فقط قلبى سوزان دارم كه آن را تقدیم كرده‏ام و جانم ناچیزتر از آن است كه براى تقدیم آن بخواهم منتى بگذارم، جانم كه چیزى نیست."

- اگر همه عالم را علیه من آتش كنى و آسمانى از عذاب بر سرم بریزى و زیر كوه‏هاى غم و درد مرا شكنجه كنى، حتى آخ نمى‏گویم، كوچكترین گله‏اى نكنم، كمترین ناراحتى به خود راه ندهم  فقط به شرط آن كه ذكر خود را و یاد خود را و زیبایى خود را از من نگیرى به شرط آن كه بدانم این بلا از محبوب به من رسیده است تا احساس لذت كنم